قادر رنجبر نظرات دوشنبه 12 فروردین 1398 ، 11:09 ب.ظ


رمان بامداد خمار
رمان: بامداد_خمار
#جلد_اول
نویسنده: فتانه حاج سید جوادی
ژانر: #عاشقانه #اجتماعی #قدیمی
خلاصه:
محبوبه، دختر بصیرالملک بافرهنگ و اشرافی و از اعیان جامعه عاشق رحیم که یک شاگرد نجار و از قشر پایین جامعه است می‌شود.
خواستگارانش را رد می‌کند و در برابر خانواده آنقدر مقاومت می‌کند تا خانواده به ازدواج او رضایت می‌دهد، اما آیا همه چیز مطابق میل محبوبه پیش می رود؟!…




ورود به سایت رمان من
قادر رنجبر نظرات سه شنبه 23 بهمن 1397 ، 12:10 ق.ظ
 
رمان دخترحاج آقا

برای خوندن این رمان به آدرس زیر برید 


برای خواندن رمان اینجا کلیک کنید


ورود به سایت رمان من
قادر رنجبر نظرات سه شنبه 25 دی 1397 ، 09:34 ب.ظ
رمان قصاص

رمان قصاص 

نویسنده : سارا گل 

خلاصه: 
شاید برای همه پیش اومده باشه که میون روزمرگی ها ، جایی بین مشکلات کوچک و بزرگ اتفاقی رخ بده که حتی فکرش رو هم نمی کردی. 
یا خوب ، یا بد ! 
اتفاق خوب در آینده میشه یه خاطره ی خوب و برات یه لبخند روی لبت یادگار می ذاره . اما اتفاق بد میشه یه زخم روی قلبت که بهت یک درد رو هدیه میده،یه درد عمیق که هر بار با تازه شدنش نفست رو بند میاره 
درست زمانی که فکرش رو نمی کردم اتفاقی برام افتاد که تمام زندگیم دست خوش تغییرات شد. 




برای خواندن رمان اینجا کلیک کنید


ورود به سایت رمان من
قادر رنجبر نظرات سه شنبه 25 دی 1397 ، 08:44 ب.ظ

 
برای خوندن این  رمان به ادرس زیر برید 




ورود به سایت رمان من
قادر رنجبر نظرات دوشنبه 10 دی 1397 ، 09:56 ب.ظ

رمان بوی عشق




برای خواندن رمان اینجا کلیک کنید


ورود به سایت رمان من
قادر رنجبر نظرات چهارشنبه 28 آذر 1397 ، 08:59 ب.ظ

رمان دورغ دو نفره



برای خواندن رمان اینجا کلیک کنید


ورود به سایت رمان من
قادر رنجبر نظرات یکشنبه 11 آذر 1397 ، 08:15 ب.ظ





برای خواندن رمان اینجا کلیک کنید


ورود به سایت رمان من
قادر رنجبر نظرات پنجشنبه 10 آبان 1397 ، 10:51 ب.ظ


رمان باده

رمان باده | سحر67

هنوز باورم نمیشه بلاخره شدم زن امیر علی یزدانی شدم ....باده یزدانی یه نگاه به اتاق میکنم که از امشب میشه اتاق مشترک منو امیر



برای خواندن رمان اینجا کلیک کنید


ورود به سایت رمان من
قادر رنجبر نظرات سه شنبه 24 مهر 1397 ، 08:31 ب.ظ

رمان تقاص

رمان تقاص 

نویسنده : هماپوراصفهانی
ژانر : عاشقانه 
سالها پیش … وقتی هنوز چشم به دنیا باز نکرده بودم حوادثی رخ داد که تاثیرش را مستقیم روی زندگی من و تو گذاشت … شاید هیچ کس تصورش را هم نمی کرد یک عشق اتشین در گذشته باعث یک عشق اتشین دیگر در آینده شود …



برای خواندن رمان اینجا کلیک کنید


ورود به سایت رمان من
قادر رنجبر نظرات جمعه 20 مهر 1397 ، 11:11 ق.ظ

رمان استاد مغرور من



برای خواندن رمان اینجا کلیک کنید


ورود به سایت رمان من