قادر رنجبر نظرات جمعه 30 شهریور 1397 ، 10:31 ب.ظ

رمان من

رمان حرارت تنت

نویسنده : ک . شاهینفر

نفس نفس می زنم. توجهش سمت دیوار جلب میشه و یه قدم جلو میاد ... ترسیده تر، هر دو دستم رو جلوی دهنم میذارم
و تکیه م رو به دیوار میزنم .. چسبیدن رژ لبم به کف دستم رو حس میکنم ... کمر لختم سردی دیوار سنگی سفید رنگ
رو لمس میکنه و بدتر لرز میکنم ... من این لباس عروس رو حتی ندیده بودم و آسو انتخابش کرده بود ... آسو ؟ نگرانشم
و اشک از گوشه ی چشمم سُر میخوره ...



برای خواندن رمان اینجا کلیک کنید


ورود به سایت رمان من